هلال نو اگر خواهی ببینیم
نگه کن طاق ابروی ابوالفضل
شود هر محفلی رایک سخنگو
بود زینب سخنگوی ابوالفضل
چه سری در دل زینب نهان است
که می بوسد زبازوی ابوالفضل
همی گوید به هنگام نوازش
بنازم خلقت وخوی ابوالفضل
هر آن کس را که دردی ناعلاج است
بیاید عاقبت سوی ابوالفضل
مریضی دارم اندر کنج خانه
شفا خواهم ز داروی ابوالفضل
برچسب: ابوالفضل,
نویسنده: یگانه باقری